صفحه نخست | دیدگاه ها و تالیفات | دست نوشته ها | آیین مسلمانی (نوشتاری به مناسبت ماه رمضان 1390) | آیین مسلمانی 4 - حق ستاریت، نفی عیب جویی

 

سومین حق
یستر عورته
حق ستاریت،نفی عیبجویی
مصلحت،مجوز هتک حرمت مومن نیست

سومین حقی که یک مسلمان بر سایر مسلمانان دارد، آن است که عیب های او را بپوشند و آن را مخفی نگه دارند و آبروی او را حفظ کنند. این امر که نقطه مقابل پرده دری است، از اموری است که در جای جای اخلاق اسلامی نسبت به آن توجه شده است.
در ابتدا لازم است اشاره کنیم که میان پوشاندن عیب مردمان با آن چه به عنوان اولین حق ـ چشم پوشی از خطای ایشان ـ ذکر شده است، تفاوتی ظریف است. چراکه در این حق، مسلمانان وظیفه دارند تا نسبت به آن چه باعث آبرو ریزی مسلمان دیگر می شود، کتمان و رازداری نمایند در حالی که در حقی که در ابتدا ذکر شد مسلمانان تنها از اشتباهات مسلمانان دیگر ـ که نسبت به شخص آن ها واقع شده است ـ چشم پوشی می کنند. به عبارت دیگر در آن جا، انسان در مقام آن است که اشتباهات دیگری را به روی او نیاورد. در حالی که در اینجا آدمی باید عوامل آبروریزی دیگران را پوشیده دارد. پس می توان گفت در «پوشاندن معایب» شرط نیست که آن عیب نوعی نامرادی در حق طرف مقابل باشد و در «چشم پوشی بر خطا» شرط نیست که آن خطا باعث آبروریزی خطاکار باشد.
از رسول مکرم اسلام نقل شده است که: «من ستر اخاه فی الدنیا، ستره الله یوم القیامة: هرکس در این دنیا عیب برادرش را بپوشد، خداوند در قیامت عیوب او را می پوشاند.» [1] باز روایتی از رسول اکرم نقل شده است که می فرمایند: «هر کس از برادر خود کار زشتی مشاهده کند و آن را پوشیده نگه دارد، خداوند در دنیا و آخرت عیب پوش او خواهد بود.» [2] هم چنین در کنز العمال می خوانیم که «فردی از رسول الله صلی الله علیه وآله پرسید که دوست دارم خداوند عیب هایم را پوشیده دارد، حضرت جواب دادند عیب های برادرانت را بپوشان تا خداوند عیب های تو را بپوشاند.» [3]
نکته: حضرت امام خمینی در کتاب شریف سرّ الصلاة ابتدا به صفت ستّار بودن خداوند توجه می دهند و می نویسند: «و حق تعالی ـ جلّت رحمته و وسعت ستاریّته ـ ستّار جمیع عورات [زشتی ها] و مقابح خلق [کارهای قبیح مردم] است. و ستر فرموده مقابح اعمالی را به پرده ملکوت؛ و اگر این پرده ستاریت ملکوتیه بر صور اعمال ما بندگان نبود و صورت غیبیه آن ها ظاهر می شد، در همین عالم رسوا و خوار می شدیم؛ لکن حق تعالی ـ جل شأنه ـ با ستاریت خود، آن ها را از انظار اهل عالم مستور فرموده؛ و ستر فرموده مقابح اخلاقی و ملکوت ملکات خبیثه ما را.» [4]
و سپس به وظیفه انسان ها در پرده پوشی توجه می دهند و می فرمایند: «و چنانچه حق تعالی ستّار عیوب بندگان است، ستّاران را دوست دارد و از هتک ستور بیزار است، پس سالک الی الله ستار عیوب بندگان خداست، و عمر خود را در کشف ستر مردم تلف نکند و چشم خود را از عورات و عیوب بندگان خدا بپوشد و هتک ستر کسی نکند و پرده ناموس احدی را ندرد؛ چنانکه خداوند ستّار ستر عیوب او را، که از دیگران بزرگتر و فضیح تر است، فرموده؛ و بترسد از این که پرده عیوب کسی را بدرد، حق تعالی پرده ستاریت از بعض اعمال و اخلاق او بردارد و در میان جمع او را رسوا و خوار نماید.» [5]
در این جا لازم است به یکی از سخنان امام هم اشاره کنیم که در حقیقت پاسخ به یکی از جدلی ترین حرف هایی است که در حوزه اخلاق اسلامی مطرح می شود. بسیار شنیده ایم که می گویند برای مصلحتی بالاتر، می توان فلان گناه را مرتکب شد و یا از امری اخلاقی چشم پوشید. امام در سال 1366 در جواب به این نکته می فرمایند: «اگر انسان معارف اسلامی را داشته باشد و حقیقتاً مؤمن به معارف اسلامی باشد، دیگر اختلاف پیدا نخواهد شد بین دستجات؛ اختلاف اساسی. البته اختلاف رأیی هست، اما اختلاف اساسی که بخواهد این دسته، دسته دیگر را محکوم کند یا فرض کنید که توهین کند آن دسته، دسته دیگر را، این برای این است که ما ضعیفیم در ایمان. اگر ما قوی در ایمان بودیم، شما ملاحظه می کنید اگر همه انبیاء در یک روز جمع بودند، هیچ همچو اختلافی نداشتند. خوب، البته ما اینطور نیست که بتوانیم اختلافات آرا را رفع کنیم، اختلافات آرا هست و باید هم باشد، اما آن چیزی که لازم است این است که به مردم، به دستجات مختلف، به همه ائمه جمعه، ائمه جماعات، روحانیون سراسر کشور و سایر قشرها این معنا توصیه بشود که در سر یک چیزهایی که مربوط به نفسانیت است نزاع نکنند. آن طور نیست که بعضی نزاع ها مربوط به اسلام باشد، به خدا باشد، برای خدا انسان نمی شود اهانت کند به مؤمن، برای خدا انسان نمی شود کشف ستر مؤمن کند، این ها همه برای این است که نفسیت انسان این جوری است.» [6]
و آخر سخن این که باید توجه داشت، عیب جویی بیشتر ناشی از احساس حقارت و حسادت است و نوعاً آدمی چون دیگری را از خود بالاتر و موفق تر می یابد، عیوب او را می بیند و آن ها را بر می شمارد. و با این کار در حقیقت می خواهد ضعف خود را جبران نماید. عیب دیگران را پشت سر ایشان گفتن، علاوه بر این که خود رذیلتی است غیر انسانی، از مصادیق غیبت نیز به حساب می آید که از گناهان بزرگ است.
و آخرین هشدار آن که امام باقر علیه السلام می فرمایند: «إنّ اقرب ما یکون العبد الی الکفر، أن یواخی الرجل علی الدین فیحصی علی عثراته و زلاته لیعنفه بها یوماً ما: نزدیک ترین کار بندگان به کفر آن است که آدمی با کسی در امر دین برادری کند و بعد لغزش های او را محاسبه کند تا روزی که لازم شد علیه او بکار گیرد.» [7]


[1] . ریاض السالکین، سیدعلی خان، ج6، ص115 / کنز العمال، هندی، ج3، ص248 / مسند احمد، ج2، ص296.
[2] . کنز العمال، ج3، ص250.
[3] . همان، ج16، ص129.
[4] . سرّ الصلاة، امام خمینی، ص49.
[5] . سرّ الصلاة، امام خمینی، ص53.
[6] . صحیفه امام، ج20، ص300.
[7] . المحاسن، ج1، ص104.


قبلیبعدی