صفحه نخست | دیدگاه ها و تالیفات | دست نوشته ها | آیین مسلمانی (نوشتاری به مناسبت ماه رمضان 1390) | آیین مسلمانی 6 - حق پذیرش عذر

 

پنجمین حق
یقبل معذرته
«حق پذیرش عذر»
«عذرخواهی نباید باعث از دست رفتن منزلت اجتماعی شود.»



از زمره حقوقی که انسان ها دارند آن است که عذر آن ها در پیشگاه جامعه پذیرفته شود.
لازم به ذکر است که در روزهای قبل گفتیم که مردمان حق دارند خطایشان نادیده گرفته شود. و جامعه با کرامت و بزرگواری از کنار آن بگذرد ولی طبیعی است که همیشه این اتفاق نمی افتد و گاه خطای واقع شده از پرده کتمان برون می افتد، در این صورت است که نبی مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: «حق مسلمان است که اگر عذر خواست، عذر او پذیرفته شود.» و این حقی است که گویا ـ بنا به لطف الهی ـ برای بندگان نسبت به خداوند نیز قرار داده شده است.
چنانکه درهای توبه را خداوند گشوده و همواره از مردمان خواسته است که عذر تقصیر به درگاه او برند و وعده داده است که از گناهان ایشان درگذرد. حضرت امام در این باره می نویسند: «و بدان که اگر قدمی در راه سعادت زدی و اقدامی نمودی، و با حق ـ تعالی مَجده ـ از سر آشتی بیرون آمدی و عذر ما سبق خواستی، درهایی از سعادت به رویت باز شود، و از عالم غیب از تو دستگیری ها شود و حجاب های طبیعت، یک یک، پاره شود و نور فطرت بر ظلمت های مُکتَسَبه غلبه کند، و صفای قلب و جلای باطن بروز کند و درهای رحمت حق تعالی به رویت باز شود، و جاذبه الهیّه تو را به عالم روحانیت جذب کند، و کم کم محبت حق در قلبت جلوه کند و محبت های دیگر را بسوزاند، و اگر خدای ـ تبارک و تعالی ـ در تو اخلاص و صدق دید، تو را به سلوک حقیقی راهنمایی کند و کم کم چشمت را از عالم کور کند و به خودش روشن فرماید، و دلت را از غیر خودش وارسته و به خودش پیوسته کند.» [1]
پس آدمی همانگونه که انتظار دارد تا خداوند عذر او را بپذیرد، باید خود عذر پذیر دیگران باشد. در این باره امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند: «احمل نفسک من اخیک ... عند جرمه علی العذر حتی کأنّک له عبد و کأنّه ذو نعمة علیک: اگر برادرت گناهی کرد، عذرش را بپذیر. چنانکه گویی تو غلام او هستی و او ولی نعمت توست.» و جالب تر فرمایش امام صادق علیه السلام است که: «عذر برادرت را بپذیر و اگر عذری نداشت، خود برای او عذری بتراش.» [2]
یعنی جامعه سعی می‌کند موقعیت فرد را درک کند و به جز علل فردی خطا، با فهم موقعیت فرد در جامعه، با او همدردی کند و در عین حال به او اجازه شناخت خطا و عذرخواهی را می‌دهد و ضمن پذیرش لغزش‌های فرد، سهم خود را در لغزش فرد محاسبه کرده و با اجازه عذرخواهی، اجتماعی بودن آسیب‌های اخلاقی را به رسمیت می‌بشناسد و سهم جامعه را در خطای فردی می‌پردازد.
خوب است پیش از آن که بیشتر از کلمات نورانی معصومین بهره بگیریم، به این نکته اشاره کنیم که «قبول معذرت»، در حقیقت گامی است در جهت این که ناهنجاری ها به هنجار تبدیل نشود. چراکه وقتی کسی پذیرفت که اشتباه کرده است، و از این امر اعتذار جست، در حقیقت پذیرفته است که آن چه واقع شده، خطا بوده است و این یک گام به سمت بهبود جامعه است. چه بسا نپذیرفتن اعتذار باعث شود که خطاکار ـ که عذرش پذیرفته نمی شود ـ به سمت توجیه عمل خطای خود برود و این بار خود را سالم و عمل خود را صحیح تلقّی کند و شاید به همین سبب است که امام سجاد علیه السلام می فرمایند: «هیچ کس نباشد که از تو معذرت خواهی کند، مگر این که عذرش را بپذیری اگرچه بدانی که دروغ می گوید.» [3]
به نظر می رسد کلام حضرت، نوعی مصلحت‌گرایی اخلاقی است یعنی ارزش بالاتری به نام چشم‌پوشی از خطا نسبت به ارزش رک‌گویی ترجیح داده می شود. در جامعه ما مرسوم است که با یادآوری خطای فرد او را تحقیر می‌کنیم اما توصیه پیامبر اسلام این است که اگر فرد به خطایش اذعان کرد یا حتی به دروغ اعلام کرد که عذر می‌خواهد، عذرش را بپذیریم و حتی عذری برایش بتراشیم تا قبح خطا روشن شود و این اشاره به فلسفه مجازات در اسلام است که در حقیقت آن چه اصل است محکوم کردن جرم و مبارزه با آن است و نه مقابله و ستیز با مجرم.
و از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده است که به فرزند خویش می فرمود: «اقبل من متنصّل عذراً، صادقاً کان او کاذبا، فتنالک الشفاعة: عذرخواهی معذرت خواه را بپذیر، چه راست گوید و چه دروغ، تا شفاعت [رسول خدا صلی الله علیه و آله] شامل حال تو گردد.» [4]
لازم به ذکر است که فرموده مولای متقیان علیه السلام اشاره به روایتی از رسول الله صلی الله علیه و آله است که می فرمایند: «هرکس عذر معذرت خواه را ـ چه دروغ گو و چه راست گو ـ نپذیرد، بر من در حوض کوثر وارد نمی شود.» [5]
نکته: باید توجه داشت که پذیرش عذر مربوط به جایی نیست که فرد گمان می کرده کار درستی انجام می دهد و بعد معلوم شده که اشتباه کرده بود. بلکه حتی اگر فرد مسلمانی دچار کجروی شد و بعد عذرخواهی کرد، باید آغوش مسلمانان به روی او گشوده شود. و شاید سرّ این نکته در این باشد که هرگاه پذیرش عذر در جامعه ای فرهنگ غالب شود، طبیعتاً معذرت خواهی در آن جامعه رواج می یابد و جامعه ای که مردمان در آن اذعان به خطا کنند، از لج بازی و اصرار بر خطا مصون می ماند. گرفتاری ها از آن جا ناشی می شود که فکر کنیم با «عذرخواهی» از چشم مردم می افتیم و همگان ما را غیر قابل اعتماد می دانند. در حالی که نباید فراموش کنیم درد ما از جایی شروع می شود که خود را «مبرّای از خطا» بدانیم و یا نخواهیم به خطای خویش اذعان کنیم. در حالی که به حکم عقل و دین، عصمت تنها از آنِ معصومین علیهم السلام است و بس. پس هم از نظر فردی و هم از نظر اجتماعی، پیشرفت در گرو پذیرش اشتباه، اذعان به خطا و گذشت و قبول معذرت خطاکار است و همین است که بزرگان را بزرگ تر و جامعه را امیدوارتر و فردا را روشن تر می سازد.
امام سجاد علیه السلام ـ که در بیان جایگاه و مقام او و پدران و فرزندانش قلم عاجز است ـ در صحیفه سجادیه و خطاب به خداوند می فرمایند: «اللهم إنّی أعتذر الیک ... من مُسئٍ اعتذر الیّ فلم اعذره: خدایا از تو عذر می خواهم اگر کسی به من بدی کرد و عذر خواست و من عذرش را نپذیرفتم.» [6]
غزالی در احیاء العلوم[7] نقل می کند که یکی از مشرکین در جنگی بالای سر رسول الله صلی الله علیه و آله واقع شد و در حالی که شمشیر کشیده بود، به حالت تمسخر از حضرت پرسید چه کسی از تو محافظت می کند؟ حضرت پاسخ فرمودند: «خدا». پس شمشیر از دست او افتاد و حضرت رسول آن را برداشتند و پرسیدند حال از تو چه کسی محافظت می کند؟ گفت: این که تو بهترین هستی. پس حضرت گفتند اسلام بیاور. او گفت: اسلام نمی آورم ولی دیگر با تو جنگ نمی کنم و نه با تو همراه می شوم و نه با دشمنان تو. حضرت راه را بازگذاشتند و او را رها کردند و او در حالی که نزد یارانش می رفت به آن ها می گفت از نزد بهترین مردم پیش شما می آیم.[أیضا ن ک: مسند احمد، ج3، ص290]
پایان کلام آن که: آدمی باید مراقب باشد که کاری از او سر نزند که محتاج عذرخواهی شود و اگر مرتکب خطایی شد، عذر بخواهد و اگر عذرخواهی کرد، باید عذر او پذیرفته شود و اگر عذری ندارد دیگران سعی کنند برای او عذری بیابند. پس باید همواره فرصتی برای عذرخواهی دیگران، فراهم کرد.


[1] . شرح حدیث جنود عقل و جهل، امام خمینی، ص86.
[2] . بحار الانوار، مرحوم مجلسی، ج10، ص100.
[3] . میزان الحکمه، ج3، ص1859.
[4] . وسائل الشیعه، ج12، ص217.
[5] . مکارم الاخلاق، ص433.
[6] . صحیفه سجادیه، دعای 38.
[7] . احیاء العلوم، غزالی، ج2، ص603.


قبلیبعدی